تبلیغات اینترنتیclose
دیدی که وعده های تو یکسر فسانه بود(ادیب برومند)
پیچک ( عبدالعلی ادیب برومند)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

وعده های طلایی


**


دیدی که وعده های تو یکسر فسانه بود

چون جلوه ی سراب ، فریبش نشانه بود

آن لحظه ها که همرهِ صد اشتیاق رفت

در انتظار خاتمه ی این فسانه بود

دیدی که پای بند نبودی به عهد خویش

عهدی که سست پایه چو عهد زمانه بود

چون شاخه گر هزار زبان داشتم ز برگ

آخر در آتشم گله با صد زبانه بود

چندم به وعده های طلایی فریفتی؟

آخر پر از جواهرِ اشکم خزانه بود

کردی خراب خانه ی پر خاطرات دل

بیچاره دل که عشق تو را آشیانه بود

بشکستی از نهال دلم شاخسار عشق

کان شاخه ی امید سراسر جوانه بود

با لحن سرد، خانه ی دل را وداع کرد

عشقی که ناز پرور این گرمخانه بود

حاشا که سر کشد ز دلم شعله های شوق

کاین تند بادِ جورِ تو اش تازیانه بود

گفتی به عشق من غزلی آتشین بساز

بازم چه حاصل از غزل عاشقانه بود؟

آن ناله های زار که بر شد ز نای دل

در دفتر ادیب چه دلکش ترانه بود

**

عبدالعلی ادیب برومند

بهمن ۱۳۷۰

http://www.adibboroumand.com/page/6/

برچسب ها : ,

موضوع : ادیب برومند 4, | بازديد : 386