تبلیغات اینترنتیclose
هر کرا دیدم درین دورِ زمان دل ریش بود (ادیب برومند)
پیچک ( عبدالعلی ادیب برومند)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 21 آبان 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

شعر,كتاب گلهاي موسمي


لاف درویشی


**
هر کرا دیدم درین دورِ زمان دل ریش بود
.گر نه از بیگانگان دل ریش بود از خویش بود

هرکه بیشش فکرِ دنیا زودتر مویش سپید
آری آری هرکه بامش بیش برفش بیش بود

دل همی نالد زِ جورِ آن بتِ پیمان گسل‌
کو زدی لافِ مسلمانی و کافر کیش بود

دل منه بر هر درِ باغی که بنمایند سبز
گرگ را دیدم که گاهی در لباسِ میش بود

شمع ازآن سوزد که او را تا سحر زنهار نیست‌
بود روشن دل کسی کو عاقبت‌اندیش بود

آن حریفِ تیره‌دل کو لافِ درویشی زدی‌
تجربت کردیم و روشن شد که نادرویش بود

زهر غم گر نوش کردی ای دلِ خونین منال‌
کو گلی کز قرب خاری بی‌نصیب از نیش بود؟

همچو شمعی کز نهیبِ باد لرزد شعله‌اش‌
مجلس افروزی ما همواره با تشویش بود

گرچه هر دم کم شد از دورانِ هستی لحظه‌ای
لیک هر ساعت فشارِ عمر بیش از بیش بود

تا مه و خور بود تابان بر دلِ گردون ادیب‌
عاشقان را دل زِ جور ماهرویان ریش بود

 

عبدالعلی ادیب برومند

http://www.adibboroumand.com/page/2/

برچسب ها : ,

موضوع : ادیب برومند1, | بازديد : 268